خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز در دام بلا افتادهامباز در چنگ عنا افتادهام
۲
این همه غم زان سوی من رو نهادکز رخ دلبر جدا افتادهام
۳
یاد ناورد آن نگار بیوفااز من بیچاره، تا افتادهام
۴
دست من نگرفت روزی از کرمتا ز دست او ز پا افتادهام
صفحهٔ ۱ از ۳