شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیهات! کزین دیار رفتمناکرده وداع یار رفتم
۲
چه سود قرار وصل جانان؟اکنون که من از قرار رفتم
۳
چون خاک در تو بوسه دادمبا دیدهٔ اشکبار رفتم
۴
بگذاشتم، ای عزیز چون جان،دل نزد تو یادگار رفتم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth