شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟اگر با من خوشستی غمگسارم
۲
به آب دیده دست از خود بشویمکنون کز دست بیرون شد نگارم
۳
نگارا، بر تو نگزینم کسی راتویی از جمله خوبان اختیارم
۴
مرا جانی، که می‌دارم تو را دوستعجب نبود که جان را دوست دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth