شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا، نظری که ناتوانمبخشا، که به لب رسید جانم
۲
دریاب، که نیک دردمندمبشتاب، که سخت ناتوانم
۳
من خسته که روی تو نبینمآخر به چه روی زنده مانم؟
۴
گفتی که: بمردی از غم ماتعجیل مکن که اندر آنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth