شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداختهعالمی در شور و شوری در جهان انداخته
۲
عشق رویت رستخیزی از زمین انگیختهآرزویت غلغلی در آسمان انداخته
۳
چشم بد از تاب رویت آتشی افروختهچون سپندی جان مشتاقان در آن انداخته
۴
روی بنموده جمالت، باز پنهان کرده رخدر دل بیچارگان شور و فغان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth