خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شدهدر هر دهن خوشی لب تو مثل شده
۲
آوازهٔ وصال تو کوس ابد زدهمشاطهٔ جمال تو لطف ازل شده
۳
از نیم ذره پرتو خورشید روی توارواح حال گشته و اجسام حل شده
۴
جانها ز راه حلق بر افکنده خویشتندر حلقههای زلف تو صاحب محل شده
صفحهٔ ۱ از ۲