خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم از غصه جگر خون کردهایچشمم از خونابه جیحون کردهای
۲
کارم از محنت به جان آوردهایجانم از تیمار و غم خون کردهای
۳
خود همیشه کردهای بر من ستمآن نه بیدادی است کاکنون کردهای
۴
زیبد ار خاک درت بر سر کنمکز سرایم خوار بیرون کردهای
صفحهٔ ۱ از ۲