خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا، گرچه از ما برشکستیز جانت بندهام، هر جا که هستی
۲
ربودی دل ز من، چون رخ نمودیشکستی پشت من، چون برشکستی
۳
چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟چو آخر دست، از من میگسستی
۴
ز نوش لب چو مرهم میندادیز نیش لب چرا جانم بخستی؟
صفحهٔ ۱ از ۲