شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟
۲
چه دلداری؟ که هر لحظه دلم از غم به جان آریچه غم خواری؟ که هر ساعت تنم را در بلا داری
۳
به کام دشمنم داری و گویی: دوست می‌دارمچگونه دوستی باشد، که جانم در عنا داری؟
۴
چه دانم؟ تا چه اجر آرم من مسکین بجای توکه گر گردم هلاک از غم من مسکین، روا داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth