خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمینظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟
۲
چون من بیخبر از دوست دهندم خبریباری، از بیخبری کاش خبر داشتمی؟
۳
در میان آمدمی چون سر زلفت با تواز سر زلف تو گر هیچ کمر داشتمی؟
۴
گر ندادی جگرم وعدهٔ وصلت هر دمکی دل و دیده پر از خون جگر داشتمی؟
صفحهٔ ۱ از ۳