خلوتی با عراقی
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانیدر هر خم زلف او گمراه مسلمانی
۲
از حسن و جمال او حیرت زده هر عقلیوز ناز و دلال او واله شده هر جانی
۳
بر لعل شکر ریزش آشفته هزاران دلوز زلف دلاویزش آویخته هر جانی
۴
چشم خوش سرمستش اندر پی هر دینیزنار سر زلفش دربند هر ایمانی
صفحهٔ ۱ از ۵