شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پسرا، ره قلندر سزد ار به من نماییکه دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی
۲
پسرا، می مغانه دهی ار حریف ماییکه نماند بیش ما را سر زهد و پارسایی
۳
قدحی می مغانه به من آر، تا بنوشمکه دگر نماند ما را سر توبهٔ ریایی
۴
می صاف اگر نباشد، به من آر درد تیرهکه ز درد تیره یابد دل و دیده روشنایی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth