شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه بود گر نقاب بگشایی؟بی‌دلان را جمال بنمایی؟
۲
مفلسان را نظاره‌ای بخشی؟خستگان را دمی ببخشایی؟
۳
عمر ما شد، دریغ! ناشده مابر سر کوی تو تماشایی
۴
با وصالت نپخته سوداییاز فراغت شدیم سودایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth