شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی! جمال تو رشک بتان یغماییوصال تو هوس عاشقان شیدایی
۲
عروس حسن تو را هیچ در نمی‌یابدبه گاه جلوه‌گری دیدهٔ تماشایی
۳
بدین صفت که تویی بر جمال خود عاشقبه غیر خود، نه همانا، که روی بنمایی
۴
حجاب روی تو هم روی توست در همه حالنهانی از همه عالم، ز بس که پیدایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth