شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحرگه بر در راحت سراییگذر کردم شنیدم مرحبایی
۲
درون رفتم، ندیمی چند دیدمهمه سر مست عشق دلربایی
۳
همه از بیخودی خوش وقت بودندهمه ز آشفتگی در هوی و هایی
۴
ز رنگ نیستی شان رنگ و بوییز برگ بی‌نوایی‌شان نوایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth