شعر را زندگی کن
خلوتی با عراقی

غزل شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشید کار ز تنهاییم به شیداییندانم این همه غم چون کشم به تنهایی؟
۲
ز بس که داد قلم شرح سرنوشت فراقز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی
۳
مرا تو عمر عزیزی و رفته‌ای ز برمچو خوش بود اگر، ای عمر رفته بازآیی
۴
زبان گشاده، کمر بسته‌ایم، تا چو قلمبه سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth