شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامانهر خار مزارم زندش دست به دامان
۲
شاهان همه در حسرت آنند که باشنددر خیل غلامان تو از خیل غلامان
۳
زاهد چه عجب گر زندم طعنه نداندآگاهی از احوال دل سوخته خامان
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth