خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخوارانگرفتی جان ز مستان و ربودی دل ز هشیاران
۲
چه حاصل از وفاداری من کان بیوفا داردوفا با بیوفایان، بیوفائی با وفاداران
۳
تویی کافشاند و ریزد به کشت دوست و دشمنسموم قهر تو اخگر سحاب لطف تو باران
۴
به جان و دل تو را هر سو خریداری بود چون منبه سیم و زر اگر بوده است یوسف را خریداران
صفحهٔ ۱ از ۱