خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نوباشدم خرقهای آنهم به خرابات گرو
۲
زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنتگو به میخانه در آی و ز نی و چنگ شنو
۳
راز کونین به میخانه شود زان روشنکه فتادهاست به جام از رخ ساقی پرتو
۴
چه کند کوه کن دلشده با غیرت عشقگر نه بر فرق زند تیشه ز رشک خسرو
صفحهٔ ۱ از ۲