شعر را زندگی کن
خلوتی با هاتف اصفهانی

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تومشکل که در دام کسی افتد شکاری همچو تو
۲
خوبان فزون از حد ولی نتوان به هر کس داد دلگر دل به یاری کس دهد باری به یاری همچو تو
۳
چون من نسازی یک نفس با سازگاری همچو منپس با که خواهد ساختن ناسازگاری همچو تو
۴
چون من به گلگشت چمن چون بشکفد آن تنگدلکش خار خاری در دل است از گلعذاری همچو تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth