خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه نشینیم میان گل و لالهماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله
۲
در طرف چمن ساقی دوران می عشرتدر ساغر گل کرده و پیمانهٔ لاله
۳
بر سرو و سمن لؤلؤ تر ریخته بارانبر لاله و گل در و گهر بیخته ژاله
۴
وز شوق رخ و قامت تو پیش گل و سروبلبل کند افغان به چمن فاخته ناله
صفحهٔ ۱ از ۲