خلوتی با هاتف اصفهانی
غزل شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبوری کردم و بستم نظر از ماهسیماییکه دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیبایی
۲
به حسرت زین گلستان با صد افغان رفتم و بردمبه دل داغ فراق لالهرویی سروبالایی
۳
به ناکامی دو روز دیگر از کوی تو خواهم شدبه چشم لطف بین سوی من امروزی و فردایی
۴
به کام دل چو با اغیار می نوشی به یاد آورز ناکامی از خون جگر پیمانه پیمایی
صفحهٔ ۱ از ۲