خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر دل بر صف مژگان سیاهی میزند خود راکه تنها ترک چشمش بر سپاهی میزند خود را
۲
ز تابم میکشد اکثر نگاه دیر دیر اوکه بر قلب دل من گاه گاهی میزند خود را
۳
ندارد چون دل خود رای من تاب نظر چندانچه بر شمشیر مردم کش نگاهی میزند خود را
۴
گلی کز جنبش باد صبا آزرده میگرددچرا بر تیغ آه بیگناهی میزند خود را
صفحهٔ ۱ از ۲