شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی رابه سرعت می‌برند از باغ ما سرو بلندی را
۲
غم صحرائیان دارم که غافل گیری گردونبه صحرا می‌برد از شهر بند صید بندی را
۳
سپهرم مایهٔ بازیچهٔ خود کرده پنداریکه باز از گریه‌ام درخنده دارد نوشخندی را
۴
سزاوار فراقم من که از خوبان پسندیدمدل بیزار الفت دشمنی آفت پسندی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth