شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشانده شام غمت گرد دل سپاهی راکه دست نیست بدان هیچ پادشاهی را
۲
پناه صد دل مجروح گشته کاکل توچه پردلی که حمایت کند سپاهی را
۳
جز آن جمال که خال تو نصب کردهٔ اوستکه داد مرتبه خسروی سیاهی را
۴
به نیم جان چه کنم با نگاه دم‌به‌دمشکه صدهزار شهید است هر نگاهی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth