شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نامسلمان پسری خون دلم خورد چو آبکه به مستی دل مرغان حرم کرده کباب
۲
کار بر مرغ دلم در کف طفلی شده استآن چنان تنگ که گلشن بودش چنگ عقاب
۳
شاهد عشق حریفیست که گر یابد دستمی‌کند دست به خون ملک‌الموت خضاب
۴
چهرهٔ هجر به خواب آید اگر عاشق راکشدش خوف به مهد اجل از بستر خواب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth