خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست امروز شکست دلم از چشم پرآبدایم این خانه خرابست ازین خانه خراب
۲
رعشهٔ نخل وجودم نگذارد که به چشمآشیان گرم کند طایر وحشی وش خواب
۳
چو پر آشوب سواری که به شادی نرسیدفتنه را پا به زمین چون تو نهی پا برکاب
۴
خواه چون شمع بسوزان همه را خواه بکشکه خطای تو ثوابست و گناه تو ثواب
صفحهٔ ۱ از ۲