خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونستدشمنم نیز به نوعی که ز شرح افزون است
۲
معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی استصورت دشمنی آن به که نگویم چونست
۳
دامن عصمت گل چون درد از صحبت خاراشک بلبل نتوان گفت چرا گلگونست
۴
پای خسرو اگر از دست طمع در گل نیستکوه کن تا کمر از گریه چرا در خونست
صفحهٔ ۱ از ۳