خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر استبسته هر موی او صاحب کمالی دیگر است
۲
نیست در بتخانهٔ مارا غیر فکر روی دوستما درین فکریم و مردم را خیالی دیگر است
۳
پیش رویت چون به یک دم جان ندادیم از نشاطهردم از روی تو ما را انفعالی دیگر است
۴
گر بود ما را دو عید از دیدنت نبود بعیدزان که هر طاقی ز ابرویت هلالی دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲