خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس استوقت نوازش رسید ناز و تغافل بس است
۲
نخل تو شد میوهٔ ریز از تو ندیدم بریجامه چو گل میدرم صبر و تحمل بس است
۳
در ره مرغ دلم حلقه مکن زلف رابر سر سرو قدت حلقهٔ کاکل بس است
۴
سایه ز خود گو ببر غیر تو گر خود هماستچتر همایون گل بر سربلبل بس است
صفحهٔ ۱ از ۲