شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای یکی به علت ادبار نارواسترخش یکی به عرصهٔ اقبال در دو است
۲
در افتاب وصل یکی گرم اختلاطقانع یکی ز دور به یک ذره پرتو است
۳
اما ازین چه غم که کهن دوستدار اودر خاطرش نشسته تر از عاشق نواست
۴
شطرنج غایبانه شیرین به کوه کندر دل به صد شکفتگی نرد خسرو است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth