شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توستمدعای دل او سوختن بندهٔ توست
۲
گر کنی پرسش و بی جرم بود چون باشدتهمت آلود گنه کاین همه شرمندهٔ توست
۳
آن که افکنده به همت دو جهان را ز نظراین گمان می‌کندش کز نظر افکندهٔ توست
۴
کم مبادا که طراوت ده باغ طربستگریهٔ بنده که آب چمن خندهٔ توست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth