خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایستهر گلی را بلبلی هر شمع را پروانه ایست
۲
مرغ دل گرد لب و خال میگردد بلیهر کجا مرغیست سرگردان آب و دانه ایست
۳
جان فدای گوشهٔ آن چشم مخمورانه بادکز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه ایست
۴
بادهای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آنپیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست
صفحهٔ ۱ از ۲