شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیر او تا به سراپردهٔ دل ماوا داشتخیمهٔ صبر من دل شده را برپا داشت
۲
تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلمعاقبت دست ز دامان من شیدا داشت
۳
عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلیبه همان شکل که در دیدهٔ مجنون جا داشت
۴
بس که در سرکشی آن مه به من استغنا کردغیرت عشق مرا نیز به استغنا داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth