خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایتکه برده دل ز تو ای دلبران شهر فدایت
۲
غم که کرده خلل در خرام چابکت ای گلز رهگذار که در پاخلیده خارجفایت
۳
سیاست که ز اظهار عشق کرده خموشتکه حرف مهر کسی سر نمیزند ز ادایت
۴
اشارت که سرت را فکنده پیش به مجلسکه بسته راه نگه کردن حریف ربایت
صفحهٔ ۱ از ۳