خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش گفتند سخنها ز زبان تو صریحللهالحمد که شد کین نهان تو صریح
۲
بود عاشق کشی اندر همه عهدی پنهانآخر این رسم نهان شد به زمان تو صریح
۳
خوش برانداختهای پرده که در خواهش میهست در گوش من امشب سخنان تو صریح
۴
دوش در مستی از آن رقعهنویسی هر حرفکه دلت داشت نهان کرد بیان تو صریح
صفحهٔ ۱ از ۲