شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی به دور تو آئین دلبران منسوخز طور تازه تو طور دیگران منسوخ
۲
ز شهرت حسد اهل حسن بر تو شدهحدیث یوسف و رشک برادران منسوخ
۳
دلم نهاد بنای محبت چو توئیمحبت دگران شد بنا بر آن منسوخ
۴
حدیث درد مرا دهر در میان انداختکه شد حدیث دگر درد پروران منسوخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth