خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو بادصاحب این بیستون خرگه نگهدار تو باد
۲
در جهانگیری به یک گردش سراپای جهانهمچو مرکز در میان خط پرگار تو باد
۳
کارفرمای قضا کاین برگ و سامان شغل اوستدایم اندر شغل سامان دادن کار تو باد
۴
ار جهاد حیدری ور دفع اعدا میکنیدین ایزد را مدد ایزد مددکار تو باد
صفحهٔ ۱ از ۲