خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاددردمندان فراموش کرده را میدار یاد
۲
بیتکلف خوش طبیب مشفقی کز درد تومردم و هرگز نکردی از من بیمار یاد
۳
گردد از قحط طراوت چون گلت بیآب و رنگخواهی آوردن بسی زین دیدهٔ خونبار یاد
۴
من که دایم سر گران بودن ز لطف اندکتاین زمان زان لطف اندک میکنم بسیار یاد
صفحهٔ ۱ از ۲