خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمیگنجدغمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد
۲
چو گرد آید جهانی غم به دل گنجد سریست اینکه در جائی به این تنگی متاع کم نمیگنجد
۳
طبیبا چون شکاف سینه پر گشت از خدنگ اومکش زحمت که در زخمی چنین مرهم نمیگنجد
۴
سپرد امشب ز اسرار خود آن شاه پریرویانبه من حرفی که در ظرف بنیآدم نمیگنجد
صفحهٔ ۱ از ۲