شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فلک به من نفسی گرچه سر گرانش کرددگر به راه تلافی سبک عنانش کرد
۲
زبان ز پرسش حالم اگر کشید دمیدمی دگر به من اقبال هم زبانش کرد
۳
فشاند مرغ دلم را روان به ساعد زلفبه سنگ جور چو آشفته آشیانش کرد
۴
نداده بود دلم را به چنگ غصه تمامکه بازخواست به صد عذر و شادمانش کرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth