خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کردماند تن از شعف و جان از ذوق استقبال کرد
۲
ترک ما ناکرده از بهر سفر پا در رکابترکتاز لشگر هجران مرا پامال کرد
۳
اول از اهمال دوران در توقف بود کارلیک آخر کار خود بخت سریع اقبال کرد
۴
بی گمان دولت به میدان رخش سرعت میجهانددر جنیبت بردنش هرچند دور اهمال کرد
صفحهٔ ۱ از ۲