شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشداز عشوه گفت آری گر عشق‌باز باشد
۲
قدت به سرو آزاد تشریف بندگی داداین جامه بر قد او ترسم دراز باشد
۳
منشین ز آتش من آهنین دل ایمنکاتش چو تیز باشد آهن گداز باشد
۴
بر من درستم باز دشمن به لطف ممتازکی باشد این ستمها گر امتیاز باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth