خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشدنهان با من به خشم و آشکارا در سخن باشد
۲
چو با جمعی دچارم کرد از من صد سخن پرسدچو تنها بیندم مهر سکوتش بر دهن باشد
۳
بتابد روی از من گر مرا در خلوتی بیندکند روی سخن در من اگر در انجمن باشد
۴
بهر مجلس که باشد چون من آیم او رود بیرونکه ترسد محرمی در بند صلح انگیختن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲