شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتنددشمنان سر باختند و دوستان جان یافتند
۲
مژده را شد بال و پر پیدا که موران ضعیفقوت عنقا ز تشریف سلیمان یافتند
۳
رنج بیماران مرفوع الطمع را باد بردکز مسیحا نسخهٔ پر فیض درمان یافتند
۴
ز آفتاب فتنه گشتند ایمن از دوران که بازخویش را در سایه دارای دوران یافتند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth