شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوندبه که نابود به شمشیر جفای تو شوند
۲
همه جای تو چه رخسار تو واقع شده‌اندسیر واقع ز تماشای کجای تو شوند
۳
خوش ادا میکنی ای شوخ اداهای مراخوش ادایان همه قربان ادای تو شوند
۴
هم بر آن ساده‌دلان خنده سزد هم گریهکه اسیر تو به امید وفای تو شوند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth