شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آسودگان چو نشئه درد آرزو کنندآیند و خاک کشتهٔ تیغ تو بو کنند
۲
یک دم اگر ستم نکنی میرم از المبیچاره آن کسان که به لطف تو خو کنند
۳
ای دل رسی چه بر در بیت‌الحرام وصلکاری مکن که بر رخ ما در فرو کنند
۴
کو صبر با دو چشم نظر باز خویش راتگزارم از حسد که نگاهی درو کنند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth