شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بوددر میان خواب و بیداری دلم با یار بود
۲
گرچه بود از هر دو جانب بر دهن مهر سکوتناز او را با نیاز من سخن بسیار بود
۳
کار من دامن گرفتن کار او دامن کشیآن چه بر من می‌نمود آسان باو دشوار بود
۴
هرچه در دل داشتم او را به خاطر می‌گذشتبی‌نیاز از گفتن و مستغنی از اظهار بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth