شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خودبردش به بند خانهٔ زلف سیاه خود
۲
از راه نارسیده شهنشاه عشق اوعالم به باد داده ز گرد سپاه خود
۳
گردید عام نشاء عشق آن چنانکه یافتآثار آن چرنده در آب و گیاه خود
۴
زان همنشین ستاره که می‌تابد از زمینشرمنده است چرخ ز خورشید و ماه خود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth