خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کار به رغم از امید وصل تنگ شودسرور در دل عاشق گران درنگ شود
۲
چو سنگ تفرقه بخت افکند به راه وصالسمند سعی در آن سنگلاخ لنگ شود
۳
خوش آن که بر سر صیدی ز پیش دستیهامیان غمزه و ناز تو طرح جنگ شود
۴
هزار خانه توان در ره فراغت ساختچو عشق خانه برانداز نام و ننگ شود
صفحهٔ ۱ از ۲